مها : دیدار دوم
به مها گفته بود بزرگی خرج دارد و آدابی طولانی .
روی صدها نفر شرط بسته بود که نمی توانند ناجی خودشان بشوند چه برسد به قهرمانی برای دیگران .
جایی خوانده بودم که داشتن اجداد و پیشینیان و مشاهیر اسمش فرهنگ نيست اسمش “تاریخ غنی “است . فرهنگ یعنی طرز شخصیت و برخورد آدم ها با یکدیگر و من اضافه می کنم برخورد با همه چیز در جهان.
دیروز اما قرار بود مها را ببینم . پانزده دقیقه قبل دیدار مان تلفن زد و گفت حالش بد شده است و با عذرخواهی زیاد دیدار را کنسل کرد . چیزی درون قلبم نفس راحتی کشید و خوشحال شد . نمی خواستم کشف های تازه و داستان های جدید را برایش به این زودی ها تعریف کنم . داشتم روی ارتباط حواس و کمک حواس به یکدیگر تمرین می کردم . کمک بینایی به شنوایی . کمک بویایی به درک تعادل و …
درمیدان آدولف بودم . پسری داشت بساط ویلون نوازی اش را روی زمین پهن می کرد و هنوز دست به کار نشده قسمت راست میدان را سبک تر و روشن تر کرده بود .
ماندگاری بهار، تجربه عجیبی هست که ماه هاست دارد اتفاق می افتد . به سمت پارک اسلوت استراد راه می افتم . این شهر بزرگِ کوچک را دوست دارم . دقیقا لباسی اندازه تن زندگی شهری امروز است .
داشتم گوش دادن به صداهای پنهان را تمرین می کردم که ناگهان ثانیه ای از بهشت از کنارم گذشت . ایستادم . بوی چمن های تازه کوتاه شده خیس می ریخت روی صورت خیابان .
هیچ کس مقصر نبود اما مستی از سنگفرش ها شروع شد . جوانیِ صبح با دم و بازدم های از سر تسلیم، به چمن ها نشان می داد که به قداستشان ادامه دهند . من هم مثل صبح و سنگفرش ها انتخابی جز بودن و نفس کشیدن نداشتم . روی چمن ها دست کشیدم و از آنها برای آن شکاف بین خواب و بیداری که به من هدیه می دانند تشکر کردم .
امروز،امروز دوباره به دیدنم آمده بودند..
می نویسم تا مها هم بخواند که درست شنیده بود .بزرگی خرج دارد و آدابی طولانی . یکی از اولش این است که مثل چمن اجازه بدهی عطرت بدرخشد و بعد اجازه بدهی درخشیدنت را قدر بدانند!
ادامه دارد …
عکس مجموعه شخصی سوئد
آخرین نظرات: