صدای شعر ،شوری برای امروز

 

 

قدری زمان بده برای ایستادن در این تپش .حیرت این سادگی ،هر ایمانی را از پا در می آورد.

 

در رگه درخشانی از بی قراری و صبح
به سفر هم آغوشی خورشید می روی
نه در چشم بهم زدنی
که هم قد و قدم های خواب های کودکی ات
برخواهی گشت!
زمان، نشانه ای سرشار می شود
و به استقبال باقی مانده ات ،
خرده نورهایت،
و گوش سپردنت می آید
چه بختی!
که با چشمان خودت خواهی دید
این‌سال به مبادا تمام نخواهد شد.

 

از کتاب : این سال به مبادا تمام نخواهد شد

نشر سیب سرخ

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط