ایوان
ایوان

یکشنبه غمگین

  باد یکشنبه غمگین¹ را تکان داد و قد کشید. مریلین می خواست در سال جدیدی متولد شود . کنار زندگی اش ایستاد و خودش

ادامه مطلب »
ایوان

پائیز آمده بود …

  صورتش را نارنجی دیوانگی برداشته بود آئینه را گذاشت بیرون پنجره می خواست دلتنگی ثانیه ای از سرش بپرد، اما ، دیر شده بود

ادامه مطلب »
ایوان

درخت فروردین…

photo :webneel.com   یک جای اتفاق نیفتاده بود . یک پای این بودن لنگ میزد. زندگی نمی توانست این باشد . ” نمی بایست این

ادامه مطلب »