کلمات شاخه های آسوده انگورند…
واژه ها ابرهای ماژلانی من هستند ! کهکشان های کوتوله ای نامنظمی که دور کهکشانی که در من است می چرخند و اقیانوسی از ستارگان خیره
واژه ها ابرهای ماژلانی من هستند ! کهکشان های کوتوله ای نامنظمی که دور کهکشانی که در من است می چرخند و اقیانوسی از ستارگان خیره
باد یکشنبه غمگین¹ را تکان داد و قد کشید. مریلین می خواست در سال جدیدی متولد شود . کنار زندگی اش ایستاد و خودش
آهستگی دایره زنگی شده بود دور روزهایش. می خواست از حسرت دیوانگی بیرون بیاید .دست به راه شد . خانه را ترک کرده بود،
جز مشتی زرق وبرق مردانه چیزی برایش نمانده بود در سوگواره تسلیمی از تهی شدن چشمانش پوک خیال پایش را به زمین چسبانده بود و
شاهینِ ترازو را تکان دادی . زمانه درو بود . دانه زخمی را در میانه مه در هزار سال پیش کاشته بودند . خورشید
هنوز چیزهایی برای آموختن بود .شب در راه بود. باد را مثل پتویی دور خودش پیچید و از تپه ترس بالا رفت . می خواست
صورتش را نارنجی دیوانگی برداشته بود آئینه را گذاشت بیرون پنجره می خواست دلتنگی ثانیه ای از سرش بپرد، اما ، دیر شده بود
شکفتن جراحتی ابدی دارد . دانه هرگز به هویت دانه بودن برنخواهد گشت . او به رنج تغییر تسلیم می شود . تمام دانه گی
photo :webneel.com یک جای اتفاق نیفتاده بود . یک پای این بودن لنگ میزد. زندگی نمی توانست این باشد . ” نمی بایست این
“photo by me” نه چندان ناگهان ، در شکاف یک روز ، تمام آنچه که از تو شرمگین عبور کرده ،راه میشود آن اندک آه
با عضویت در خبرنامه از جدیدترین نوشته ها باخبر شوید